کارگاه استراتژی محتوا: کسب نتایج بی‌نظیر از بازاریابی محتوا (پنجشنبه و جمعه همین هفته)
رفتن به صفحۀ دوره
عضویت در خبرنامه
چه چیزی بخونم؟
با مشخص کردن یک یا چند فیلتر مختلف، مقاله‌های جذاب و مناسب خودتان را پیدا کنید.
یادداشت هایی درباره کسب و کار، بازاریابی و اینترنت

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود!

تازه فهمیدم سخت‌ترین قسمت کار یک نویسنده، حذف کردن متنی است که با خون دل نوشته. اما ماجرا چیه؟ بعد از مدت‌ها بالاخره طلسم ایبوک جدید نوین شکست و نوشتنش تمام شد. اما بعد از بازبینی قرار شد یک فصلش بطور کامل حذف شود؛ نه اینکه محتوایش بد باشد! (اصلاً مگر نوین محتوای بد هم داره؟) ولی فصل محذوف با وجود مفید بودن، چیزی به کل کتاب اضافه نمی‌کرد. انگار که شما به داروخانه رفته باشید تا قرص سر درد بگیرید متصدی یک قرص دل درد هم برایتان روی کانتر بگذارد و بگوید "این را هم استفاده کن، کار از محکم کاری عیب نمی‌کند." نتیجه اخلاقی: همه چیزهای خوب را به هم وصله پینه نکنید چون باعث نمیشود خوبی‌ کار نهایی دو برابر ‌شود. من فکر می‌کنم آنجا که شاعر گفته «من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود» احتمالاً مربوط به ماجرایی است که در آن مجبور شده ۵۰۰۰ بیت از شعرهایش را با دستان خودش دیلیت کند، وگرنه چنین بیت سوزناکی هیچ توجیه دیگری نمی‌تواند داشته باشد، حتی غم فراق و این حرف‌ها 😊.
- صفیه منتظری
به اشتراک بگذارید

فهمیدن با دانستن چه فرقی دارد؟

امروز خیلی اتفاقی به یک جمله از آیزاک آسیموف برخوردم که می‌گفت: «لذت اصلی در فهمیدن است؛ نه در دانستن!» بعد یاد همۀ آن دفعاتی افتادم که موقع آموزش هر دوره، نوشتن هر کتاب و هر مقاله تاکید داشتیم: «فهم! فهم! ما باید فهم ایجاد کنیم. ما باید بفهمیم!» اما خب فرق «دانستن» و «فهمیدن» در چیست؟ دانستن، یک مهارت است که از طریق تجربه‌کردن خود فرد یا تحصیل او به‌دست می‌آید. دانستن درباره اطلاعات و حقایقی اتفاق می‌افتد که قبلاً ثابت شده‌اند و مای نوعی در موردشان مطمئن هستیم. فهمیدن، یک فرآیند روانشناختی است که در مغز ما اتفاق می‌افتد. وقتی که ما موضوع، موقعیت، شیء یا هرچیزی را درک می‌کنیم، درباره آن فکر می‌کنیم و می‌توانیم از دانسته‌هایمان استفاده کنیم، آن را فهمیده‌ایم. فرآیند دانستن خیلی ساده‌تر و سریع‌تر از فهمیدن اتفاق می‌افتد. وقتی که شما موضوعی را می‌دانید، می‌توانید آن را تعریف، بازگویی، دسته‌بندی و نقل قول کنید؛ اما وقتی مطلبی را می‌فهمید، تمییز دادن، تفسیر کردن، شرح دادن و آموزش آن به دیگران، برایتان راحت می‌شود. خب؛ حالا این‌ها را گفتم که به چه چیزی برسم؟ خیلی از ما، موقع تحصیل یا فراگیری یک مطلب تا مرحلۀ دانستن پیش می‌رویم و بعد از اینکه ظاهر قضیه را دانستیم، به همان سطح بسنده می‌کنیم (درست مثل درس‌هایی که در مدرسه و دانشگاه خواندیم و الان چیزی از آن‌ها را یادمان نیست). این در حالی است که یادگیری واقعی در فهم مطالب و آموزش واقعی هم در ایجاد فهم است که اتفاق می‌افتد. این فهم مطالب است که به شما قدرت تفسیر اطلاعات و استفاده از آن‌ها را می‌دهد. پس اگر می‌خواهید همیشه در حال رشد کردن و رشد دادن باشید، یک قدم فراتر از دانستن بگذارید و لذت فهمیدن مسائل را تجریه کنید.
- سمیرا سرباز
به اشتراک بگذارید

آخر خط بایست!

همیشه لازم است کسی آخر خط بایستد. کسی که نهایی شدن یک کار را تائید کند؛ که مطمئن شود کار با کیفیت لازم انجام شده است؛ که وقتی دیگران سرسری می‌گذرند، همچنان برای رسیدن به حد مطلوب ادامه دهد. اگر می‌خواهید کاری کنید، لازم است مسئولیت ایستادن در آخر خط را قبول کنید. وقتی به چراغ‌های شمارشگر ناهماهنگ سر چهارراه‌ها فکر کنید، خوب می‌فهمید که چرا همیشه لازم است کسی آخر خط بایستد! همیشه آخر خط بایستید تا جهانی بهتر بسازید.
- سعید رهبری
به اشتراک بگذارید

اندر حکایت لذت آنی در خواندن مقاله

چندسال پیش که وقت آزادم بیشتر بود و هنوز درگیر کار و زندگی نشده بودم، پایِ ثابت برنامه‌های مشاعره اسماعیل آذر بودم. شعر می‌خواندم، می‌شنیدم و با شرکت‌کننده‌های توی تلویزیون رقابت می‌کردم. غوطه‌ور در لذت شعرخوانی و به‌خاطر سپردن آن‌ها بودم، تا اینکه یک شب در یکی از برنامه‌ها، دکتر آذر دو بیت خواند که معادلات ذهنی من را کاملاً بهم ریخت. شعر این بود: شعر خوش آن نیست که برداریش / خوانی و دریابی و بگذاریش شعر خوش آن است که راهت زند / پنجه به دامان نگاهت زند راستش را بخواهید، خیلی از ماها به شعر و مقاله در حد همان "خوانی و دریابی و بگذاریش" نگاه می‌کنیم؛ برای همین هم درگیر لذت‌های آنی می‌شویم و برای فهمیدنِ عمیق چیزها خیلی وقت صرف نمی‌کنیم. حالا بعد از چند سال که بیشتر سروکارم با خواندن و نوشتن است، بیشتر از گذشته یاد این دو بیت می‌افتم. به این فکر می‌کنم که قرار است مقاله‌ای کوتاه بنویسیم که خواننده برای لحظاتی از خواندش لذت ببرد و  فکر کند حالا همه‌چیز را می‌داند؛ یا نه، روزها وقت بگذاریم تا چیزی به او ارائه کنیم که نگرشش را تغییر دهد و راه را برایش باز کند. نظر شما چیست؟ لذت‌های آنی را ترجیح می‌دهید یا دوست دارید برای فهمیدن مسائل وقت صرف کنید؟ :)
- سمیرا سرباز
به اشتراک بگذارید

فروش + توسعه

اگر تمام تمرکز شما روی توسعه و نوآوری باشه، امروز شکست می‌‎خورید. اگر تمام تمرکز شما روی پول در آوردن باشه، کم‌کم شکست می‌خورید. هر مجموعه‌ای باید به دنبال ایجاد تعادل بین کسب درآمد و توسعه (یا شاید بهتر است بگوییم ارزش‌آفرینی بیشتر) باشد.
- سعید رهبری
به اشتراک بگذارید
۶ کتاب رایگان درباره کسب‌و‌کار و بازاریابی

۶ کتاب رایگان درباره کسب‌و‌کار و بازاریابی

مشاهده و دانلود