عضویت در خبرنامه
چی بخونم
با مشخص کردن یک یا چند فیلتر مختلف، مقاله‌های جذاب و مناسب خودتان را پیدا کنید.
یادداشت هایی درباره کسب و کار، بازاریابی و اینترنت

فقط می‌خواستی وقتم رو بخری؟

آقای حسین‌پور یکی از خوانندگان نوین است که مطلب من درباره مفهوم کپی‌رایتینگ را خوانده و حتی لطف کرده و نظر خود را هم برای ما نوشته است. ظاهراً از نظر آقای حسین‌پور ما جزو معدود سایت‌هایی هستیم که مطالب واقعاً کاربردی منتشر می‌کنیم.

"خیلی وقت بود به دنبال آموزش‌های کاربردی می‌گشتم. اما متاسفانه اکثر سایت‌ها توجهی به این موضوع ندارند که آیا واقعاً مطالبشون ارزش افزوده‌ای به همراه دارد یا نه." و این حرف یک توصیف عالی از وضعیت وب فارسی است.

همه‌چیز از وقتی شروع شد که ما شنیدیم محتوا برای رشد و سئو وب‌سایت ما ضروری است. پس بلافاصله کارخانه‌های تولید محتوای خود را روشن کرده‌ایم. کارخانه‌هایی که هیچ‌کس به تولیدی آنها اهمیّت نمی‌دهد. انگار که فقط همین که محتوا تولید شود و بتواند در گوگل حضور پیدا کند کافی است. این موضوع مرا یاد کارخانه‌های تولید خودروی ملی می‌اندازد که بسیاری از ایرانی‌ها از کیفیت آنها شاکی هستند.

اما چه کار باید کرد؟ فکر می‌کنم کمی تعهد کافی است. ما باید وقت بگذاریم و یاد بگیریم. باید مطمئن شویم که آنچه می‌نویسیم، درست و کاربردی است. شاید طی کردن این مسیر سخت‌تر باشد، اما مزیت آن این است که بعد از چند سال، ما به جای هزاران مطلب بی‌فایده، صدها مطلب داریم که واقعاً برای خوانندگان مفید هستند. مطالبی که وب‌سایت ما را به عنوان یک مرجع واقعی در صنعت خودمان جا خواهند انداخت. مطالبی که در نهایت، باعث رشد جامعه ما می‌شوند.

- سعید رهبری
به اشتراک بگذارید

آخر خط بایست!

همیشه لازم است کسی آخر خط بایستد. کسی که نهایی شدن یک کار را تائید کند؛ که مطمئن شود کار با کیفیت لازم انجام شده است؛ که وقتی دیگران سرسری می‌گذرند، همچنان برای رسیدن به حد مطلوب ادامه دهد. اگر می‌خواهید کاری کنید، لازم است مسئولیت ایستادن در آخر خط را قبول کنید. وقتی به چراغ‌های شمارشگر ناهماهنگ سر چهارراه‌ها فکر کنید، خوب می‌فهمید که چرا همیشه لازم است کسی آخر خط بایستد! همیشه آخر خط بایستید تا جهانی بهتر بسازید.
- سعید رهبری
به اشتراک بگذارید

اندر حکایت لذت آنی در خواندن مقاله

چندسال پیش که وقت آزادم بیشتر بود و هنوز درگیر کار و زندگی نشده بودم، پایِ ثابت برنامه‌های مشاعره اسماعیل آذر بودم. شعر می‌خواندم، می‌شنیدم و با شرکت‌کننده‌های توی تلویزیون رقابت می‌کردم. غوطه‌ور در لذت شعرخوانی و به‌خاطر سپردن آن‌ها بودم، تا اینکه یک شب در یکی از برنامه‌ها، دکتر آذر دو بیت خواند که معادلات ذهنی من را کاملاً بهم ریخت. شعر این بود: شعر خوش آن نیست که برداریش / خوانی و دریابی و بگذاریش شعر خوش آن است که راهت زند / پنجه به دامان نگاهت زند راستش را بخواهید، خیلی از ماها به شعر و مقاله در حد همان "خوانی و دریابی و بگذاریش" نگاه می‌کنیم؛ برای همین هم درگیر لذت‌های آنی می‌شویم و برای فهمیدنِ عمیق چیزها خیلی وقت صرف نمی‌کنیم. حالا بعد از چند سال که بیشتر سروکارم با خواندن و نوشتن است، بیشتر از گذشته یاد این دو بیت می‌افتم. به این فکر می‌کنم که قرار است مقاله‌ای کوتاه بنویسیم که خواننده برای لحظاتی از خواندش لذت ببرد و  فکر کند حالا همه‌چیز را می‌داند؛ یا نه، روزها وقت بگذاریم تا چیزی به او ارائه کنیم که نگرشش را تغییر دهد و راه را برایش باز کند. نظر شما چیست؟ لذت‌های آنی را ترجیح می‌دهید یا دوست دارید برای فهمیدن مسائل وقت صرف کنید؟ :)
- سمیرا سرباز
به اشتراک بگذارید

فروش + توسعه

اگر تمام تمرکز شما روی توسعه و نوآوری باشه، امروز شکست می‌‎خورید. اگر تمام تمرکز شما روی پول در آوردن باشه، کم‌کم شکست می‌خورید. هر مجموعه‌ای باید به دنبال ایجاد تعادل بین کسب درآمد و توسعه (یا شاید بهتر است بگوییم ارزش‌آفرینی بیشتر) باشد.
- سعید رهبری
به اشتراک بگذارید

چرا باید ادامه بدهیم؟

این سوال عجیبی نیست. این یک سوال طبیعی است که هر کس ممکن است در زندگی از خودش بپرسد. اینکه آیا باید به تلاش ادامه داد؟ من یا شاید بهتر است بگویم ما هم در نوین گاهی خسته می‌شویم. گاهی می‌پرسیم چرا باید ادامه داد... زمانی که نوین را شروع کردیم، فکرمان این بود که شکل کسب و کار در ایران را عوض کنیم. اینترنت را فرصتی می‌دیدیم برای اینکه کشوری بهتر داشته باشیم. به لطف اینترنت بود که ما شاهد کسب و کارهایی درجه اول مثل دیجی‌کالا بودیم. کسب و کارهایی که شفافیت و کیفیت را سر لوحه کار خود قرار داده بودند. کسب و کارهایی که دسترسی مردم به اطلاعات و آگاهی را ساده‌تر می‌کردند. امروز شاید برای ما روز سختی باشد. شاید از تلاش کردن خسته شده باشیم. شاید از خودمان بپرسیم که برای چه باید ادامه داد. در چنین شرایطی بد نیست به گذشته نگاهی بیندازیم و آدم‌هایی را ببینیم که برای امروز ما تلاش کرده‌اند. کسانی که می‌خواستند همۀ ما زندگی بهتری داشته باشیم. آیا ما نیز نباید به نوبه خودمان برای یک زندگی بهتر برای همه تلاش کنیم؟
- سعید رهبری
به اشتراک بگذارید

فریلند: اولین همایش فریلسنرها

یادش بخیر... روزهایی بود که من در خانه می‌نشستم و برای دیگران مطلب می‌نوشتم. این زندگی سابق من شیرینی‌ها و دردسرهای خاص خودش را داشت. یک سبک از زندگی که خیلی‌ها آن را دوست دارند. اگر شما هم جزو این آدم‌ها هستید، پس همایش فریلند را از دست ندهید. جای ما را هم خالی کنید.
- سعید رهبری
به اشتراک بگذارید
آموزش‌هایی برای رشد شما!

آموزش‌هایی برای رشد شما!

آموزش‌ها و کتاب‌های ما را دریافت کنید (برای شما 4 کتاب رایگان داریم!) مشاهده کتاب‌ها و آموزش‌ها